

برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
میگفت
یکی از دانش آموزاش گفته عید با مامانم میریم عُمان کریستین رونالدو رو از نزدیک ببینم..
هفته پیش هم یکی دیگه از دانش آموزاش بعد دو هفته غیبت از آمریکا اومده..چرا؟ چون باید دوهفته میرفتن به خونشون سر میزدن و... تا برا اقامتشون مشکلی پیش نیاد ! همین
:))
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
3هفته ای میشه خیلی رفتارش تغییر کرده
دیروز به حدی رسوند منو که وقتی خانواده همسر بودن به بهونه اینکه داداشش رو ببرم رو حیاط آروم بشه.. نشستم کنار باغچه و بغض قورت می دادم...
و گفتم خدایا میدونی از خستگیه
تو به ناشکری نگیر
ولی اگه تصویر این روزای بچه داری رو می دیدم هرگز نمی خواستم مادر بشم!
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
هال رو اساسی جارو زدم..
زیر قالیا.. ریشه هاش.. مبل..
گردگیری اساسی
بعد دوتا عکس از دوتا زاویه مختلف گرفتم و برای همسر فرستادم به همراه این متن
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی
اینکه بعد این همه سال که عمر از خدا گرفتم برای اولین بار سال تحویل خواب موندم
رفتم دوتا جوجه هامو خواب کنم خودمم همراهشون غش کردم و هرچی صدام زده بیدار نشدم
اول و دوم عید ناهار دعوت خاله های همسر بودیم و هستیم
پنجم عید پسرخاله ی همسر
فعلا همین..
تو جمعشون خوش میگذره ولی همه از دم تحصیلات بالا و شغلای رده بالا.. گرچه خیلی تواضع دارن ولی من کنارشون هول میکنم..
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی